على ربانى گلپايگانى

114

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

- يحيى بن اكثم كه برجسته‌ترين آنان بود ، مسايل علمى سختى را از امام عليه السّلام بپرسند ، تا ميزان فضل و كمال امام عليه السّلام براى آنان روشن شود . چنين مجلسى برقرار شد و يحيى بن اكثم از پاسخ سئوالى كه امام عليه السّلام مطرح كرد ، باز ماند ، و برجستگى علمى امام عليه السّلام براى آنان آشكار گرديد . « 1 » امام جواد عليه السّلام پس از مدتى به مدينه بازگشت و زمانى كه معتصم عباسى به حكومت رسيد ، ( 218 ه ) در مدينه اقامت گرديد . پس از به قدرت رسيدن معتصم ، وى بار ديگر امام عليه السّلام را از مدينه به بغداد آورد ، و سرانجام توسط همسر امام عليه السّلام ( ام الفضل ) و به وسيله‌ى زهر امام عليه السّلام را به شهادت رساند . او مىخواست از تشييع جنازه‌ى امام عليه السّلام توسط شيعيان جلوگيرى كند ، ولى جمع كثيرى از شيعيان در حالى كه شمشير بر گردن آويخته بودند ، بدن مطهر امام عليه السّلام را تشييع كرده و به خاك سپردند . « 2 » از اين واقعه روشن مىشود كه در آن زمان در بغداد شيعيان بسيارى زندگى مىكردند ، و از طرفى شرايط اجتماعى و سياسى نيز به گونه‌اى نبود كه خليفه عباسى بتواند با شيعيان به روش قهر و خشونت برخورد كند ، همچنين پرسش‌هاى بسيارى كه از امام جواد عليه السّلام در زمينه‌هاى مختلف در مورد مسايل دينى شده است گوياى اين واقعيت است كه از نظر اجتماعى و سياسى وضعيت تا حدودى مطلوب بوده است . حكومت معتصم تا سال 227 ه ادامه يافت و پس از وى فرزندش الواثق باللّه به

--> ( 1 ) . الارشاد : 2 / 281 - 287 . ( 2 ) . تاريخ الشيعة ، ص 57 .